کوچک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین، سبک‌ترین و نازک‌ترین دوربین تمام اچ – دی دنیا +عکس

کوچک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین، سبک‌ترین و نازک‌ترین دوربین تمام اچ – دی دنیا +عکس
طراحان شرکت سانیو با هدف ایجاد دوربینی سبک و قابل حمل در جیب لباس دست به ابتکار جالبی زده و سوپر لنزی ساخته‌اند که پس از سوار کردن روی بدنه آن‌ را به سبک‌ترین و کوچک‌ترین و نازک‌ترین دوربین تمام اچ – دی مبدل ساخته است.

کوچک‌ترین، سبک‌ترین و نازک‌ترین دوربین تمام اچ - دی به بازار عرضه شد.

دوربین موسوم به VPC-CS1 از سری Xacti حدود 142 گرم وزن داشته و پهم ترین قسمت آن یعنی لنزش 27 میلیمتر (کمتر از 3 سانتی متر) است.این دوربین ویدیویی قابلیت ضبط تصاویر با رزولوشن 1920 در 1080 به صورت تمام اچ دی را داراست و فرمت آن MPEG4AVC/H.264 بوده که رایانه بدون دردسر میتواند آنرا خوانده و اجرا کند. همچنین با امکانات نرم افزاری داخل دوربین منطبق با ویندوز هقت و مو- وی می- کر (Movie maker) میتوان فایل را ادیت کرده و به راحتی روی اینترنت ارسال نمود.

کارت حافظه 64 گیگابایتی با فرمت SDXC دارد و لنزش هم تا 10 ایکس برای ظبط ویدیو زوم کرده و برای گرفتن عکس هم نباید نگران بود . چرا که دوربین 8 مگاپیکسلی آن بسیار قوی بوده و تصاویر دلخواه را با وبژگی پایدار کننده تصاویر به صورت دیجیتال (Image Stabilizer) ضبط می کند. با سه حالت مختلف هم روی صدا زوم کرده و در خود استریویی ذخیره می کند. به صورت خودکار روی صورت افراد رفته و دوری را نزدیکی را خودش تنظیم می کند. این ویژگی همزمان روی 12 صورت مختلف هنگام گرفتن ویدیو و فوکوس نامحدود روی صورت افراد هنگام عکسبرداری جواب می دهد.

نمایشگر روی دوربین هم 2.7 اینچی است و به وسیله کاربر به هر طرف دلخواه قابل چرخش است. هنگام گرفتن ویدیو میتوانید همزمان عکس نیز بگیرید. قیمت این محصول نیز 300 دلار تعیین شده است.

کوچکترین، سبکترین و نازکترین دوربین تمام اچ - دی به بازار عرضه شد.
ادامه نوشته

بگذارید دستهایتان حرف بزنند

محققان در دانشگاه کلگیت دریافتند زبان اشاره و استفاده از دستها برای بیان مفهوم پیام تاثیر بالایی بر افزایش درک مخاطب از مفهوم مورد نظر دارد. به بیانی دیگر آنها معتقدند دستها بلندتر از کلمات حرف می زنند.

شاید به نظر واقعی نیاید اما برخی از افراد در صورتی که دستهای آنها از پشت بسته باشد قادر به صحبت کردن نیستند. صحبت کردن با کمک اشاره و حرکات دست و صورت نوعی زبان بین المللی به شمار می رود که افراد طی آن بیشتر با دستهای خود صحبت می کنند تا صدا  و کلماتشان.

بر اساس مطالعات جدید محققان دانشگاه کلگیت دریافته اند اشاره ها و کلمات بیان شده به صورت متقابل به یکدیگر وابسته اند به گونه ای که کلمات و اشاره ها بخش و دسته بندی مهمی از یک زبان بوده و در کنار یکدیگر زبانی واحد را به وجود می آورند.

این تحقیقات همچنین نشان داده است در صورتی که یکی از اشاره ها با کلمه ای که در همان زمان بیان می شود همخوانی داشته باشد، مثل حرکت دادن دست مشابه زمان خرد کردن چیزی در هنگامی که درباره خرد کردن صحبت می شود، پیام نسبت به زمانی که اشاره ها با کلمات همخوانی ندارند بسیار سریعتر و دقیقتر درک می شوند.

به بیانی دیگر آنچه با دست بیان می شود بسیار مهمتر از آن چیزی است که با کلمات و دهان فرد بیان می شوند. با این حال همیشه اشارات افراد با کلمات آنها همخوانی ندارند.

برای مثال محققان فیلم 10 لحظه برتر جورج بوش را در مصاحبه با دیوید لترمن مشاهده کردند که طی یکی از آنها بوش در حال گفتن این جمله است: "دست چپ اکنون آنچه دست راست انجام می دهد را می داند" اما بوش در هنگام گفتن "دست چپ" دست راست خود را بلند کرده و در هنگام گفتن "دست راست" دست چپ خود را بلند می کند. به گفته محققان چنین ناهماهنگی می تواند درک آنچه بیان شده است را برای بینندگان پیچیده تر سازد.

آزمایشهای دیگر مشابه آنچه بوش در مصاحبه خود انجام داده بود بر روی گروهی از دانشجویان نشان داد که داوطلبان زمانی که اشاره ها با کلمات همخوانی پیدا می کنند با سرعتی بالاتر قادر به درک پیام هستند و در صورتی که اشاره کاملا با کلمات همخوانی نداشته باشد میزان خطای مخاطبان در درک مفهوم پیام بیشتر می شود.

بر اساس گزارش تلگراف، محققان با توجه به این نتایج اعلام کردند در صورتی که می خواهید نکته ای را به صورت کامل و واضح بیان کنید به دستها و کلماتتان اجازه دهید در کنار یکدیگر آن مطلب را بیان کنند زیرا دستها بسیار بلندتر از کلمات صحبت می کنند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=97148

هزارمين راه را امتحان كنيد‌

هزارمين راه را امتحان كنيد‌
 

"جان ماكسول" مي‌گويد: "تفاوت بين افراد عادي و افراد موفق در نگرش آنها نسبت به شكست است."‌در حقيقت چيزي به نام "شكست" وجود ندارد، هر چه هست نتيجه مي‌باشد. نتايجي كه از اعمالمان مي‌گيريم مي‌تواند مطلوب ‌باشد (موفقيت) يا نامطلوب (درس.) نتايج نامطلوب، درس‌هايي هستند كه به ما ميآموزند چگونه به موفقيت ‌برسيم.

كساني كه به نتايج نامطلوب يا به درس مي‌رسند نشان مي‌دهند كه براي رسيدن به موفقيت چيزهايي ‌هست كه بايد ياد بگيرند و يا شايد بايد استراتژي و باورهاي خود را براي رسيدن به موفقيت اصلاح كنند. ‌مهمترين نكته اي كه در خصوص نتايج نامطلوب وجود دارد اين است كه اگر از نتايج نامطلوب درس نگيريم ‌و بدون فكر دست به تلاش مجدد بزنيم، موفق نخواهيم شد.‌..
ادامه نوشته

مصونيت عاطفي، رواني و اجتماعي به شريك زندگي خود ببخشيد

مصونيت عاطفي، رواني و اجتماعي به شريك زندگي خود ببخشيد
فتانه راحمي پور
هيچ رويدادي در سرتاسر زندگي مانند ازدواج مهم و سرنوشت ساز نيست. همه مي دانيم كه كمالات انسان با ازدواج شكوفا مي شود و تشكيل خانواده نيز در تربيت و رشد انسان تأثير عميق دارد.

ازدواج يك واقعه طبيعي و يك وظيفه ديني است. ولي قبل از هر چيز نيازمند درك درستي از زندگي مشترك است، زيرا انتخاب همسر، مسير آينده زندگي انسان را مشخص مي كند. همچنين ارضاي صحيح نيازهاي انسان موجب رشد و كمال آدمي مي شود و در غيراينصورت ناهماهنگي و نابساماني در شخصيت انسان بوجود مي آورد.

از مهمترين اين نيازها ميل و نياز جنسي است. يكي از اهداف اصلي ازدواج هم ارضاء صحيح ميل جنسي است كه آموزش هاي ويژه خود را مي طلبد. در ايران ازدواج، ارزشي فرهنگي مذهبي محسوب مي شود و هميشه تشويق شده است اما به آموزش هاي جنسي و كسب دانش ها و مهارت هاي كافي كه لازمه ازدواج سالم است كمتر توجه شده است. اين آموزش ها شامل ارائه هر نوع دانش و آگاهي به شخص است كه به خاطر تأمين سلامت رواني، جسمي، اجتماعي و تعالي خود و بقاي نسل به آن نيازمند مي باشد. ازجمله اين آموزش ها مي توان به شناخت هويت بلوغ و جاذبه ها و رفتارهاي جنسي طبيعي و غيرطبيعي و تكاليف ديني مربوط به اين مسائل اشاره كرد.

اگر بخواهيم مروري بر وضعيت ازدواج در جامعه داشته باشيم بايد آن را از دو جنبه خانوادگي و اجتماعي بررسي كنيمش. منظور از جنبه اجتماعي فراهم آوردن شرايط ازدواج براي دختر و پسر جوان مانند دادن وام و ايجاد اشتغال و شرايط اقتصادي مناسب است كه هرچند بسيار پسنديده و نيكو است ولي كافي نيست. لازم است براي بعد از ازدواج جوانان در جامعه شرايطي براي آنان فراهم كنيم كه بتوانند درصورت مواجه شدن با مشكل آن را برطرف كنند و يا از اثرات منفي آن بكاهند. در اين رابطه به سراغ دكتر سيد كاظم فروتن، دانشيار اورولوژي و مشاور امور خانواده و سلامت جنسي مي رويم. وي در شروع صحبت درباره علت كم توجهي والدين در انتخاب همسر براي فرزندان خود مي گويد:

وقتي خانواده اي به خواستگاري مي روند اولين سؤال ها اين است كه داماد ماشين دارد؟ خانه دارد؟ مدركش چيست؟ رقم هاي نجومي براي مهريه مطرح مي شود. اكثر ازدواج هاي فعلي ازدواج انسان ها نيست بلكه ازدواج ماشين هاست. ازدواج مدرك ها و سرمايه هاست. چيزي كه اين وسط كم شده و حلقه مفقوده است سؤال درمورد داشتن «فهم ازدواج» است، كه خانواده ها اصلاً توجهي به آن ندارند و دختر خود را به راحتي در اختيار پسري قرار مي دهند كه شرايط بلوغ ازدواج را براي خود فراهم نكرده است. او به هيچ وجه به اصول همسرداري واقف نيست. او فقط مملو از احساساتي است كه خيلي زود فروكش خواهد كرد.

دختر و پسر جوان كاملاً بي تجربه اند. آنان آينده خود را نمي بينند و درگير يك سري احساسات زودگذر هستند. بسياري از جوان ها، اينگونه تصور مي كنند كه به محض رسيدن به بلوغ جنسي و احساس نياز به همسر، زمان ازدواج آنها فرا رسيده و تنها عواملي مثل موانع اقتصادي يا اجتماعي مانع ازدواج آنهاست. بعضي از جوانان ما تنها از سر نياز، آن هم فقط نياز و فشارهاي جنسي و براي رهايي از آن اقدام به ازدواج مي كنند. براي كساني هم كه به خاطر مال يا جمال يا قدرت، تشكيل خانواده مي دهند، هيچ مانعي نيست كه با ازبين رفتن آنها، زندگي خانوادگي نيز همچون سايه اي به دنبال آنها محو و نابود گردد.

اينجاست كه پدر و مادر و بزرگترها بايد به كمكشان بيايند و به آنان براي تصميم گيري صحيح جهت بدهند. چيزي كه امروزه در جامعه ما بسيار كم رنگ و كم توجه شده است. رمز ايجاد خانواده هاي موفق و وجود همسري شايسته است، همسري كه به شريك زندگي خويش مصونيت عاطفي، رواني و اجتماعي ببخشد. پدر ومادرها خودشان را از مسايل ازدواج فرزندان كنار كشيده اند و فقط در حد مسائل مادي وارد موضوع مي شوند و حتي مهريه هاي سنگين را به عنوان يك عامل تعيين كننده در ازدواج مطرح مي كنند و ازدواج را با داد و ستد اشتباه گرفته اند...

ادامه نوشته

شيطان و نمازگزار

شيطان و نمازگزار

مردي صبح زود از خواب بيدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.

لباس پوشيد و راهي خانه خدا شد.

در راه به مسجد، مرد زمين خورد و لباسهايش کثيف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

مرد لباسهايش را عوض کرد و دوباره راهي خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمين خورد!

او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. يک بار ديگر لباسهايش را عوض کرد و راهي خانه خدا شد.

در راه به مسجد، با مردي که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسيد.

مرد پاسخ داد: (( من ديدم شما در راه به مسجد دو بار به زمين افتاديد.))، از اين رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

مرد اول از او بطور فراوان تشکر مي کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه مي دهند. همين که به مسجد رسيدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست مي کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.

مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداري مي کند.

مرد اول درخواستش را دوبار ديگر تکرار مي کند و مجدداً همان جواب را مي شنود.

مرد اول سوال مي کند که چرا او نمي خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.

مرد دوم پاسخ داد: ((من شيطان هستم.)) مرد اول با شنيدن اين جواب جا خورد.

شيطان در ادامه توضيح مي دهد:

((من شما را در راه به مسجد ديدم و اين من بودم که باعث زمين خوردن شما شدم.)) وقتي شما به خانه رفتيد، خودتان را تميز کرديد و به راهمان به مسجد برگشتيد، خدا همه گناهان شما را بخشيد. من براي بار دوم باعث زمين خوردن شما شدم و حتي آن هم شما را تشويق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بيشتر به راه مسجد برگشتيد. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشيد. من ترسيدم که اگر يک بار ديگر باعث زمين خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشيد.

بنابراين، من سالم رسيدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

معلم،سیب و توت فرنگی

معلم،سیب و توت فرنگی

یک خانم معلم ریاضی به یک پسر هفت ساله ریاضی یاد می‌داد. یک روز ازش پرسید: اگر من بهت یک سیب و یک سیب و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟


 پسر بعد از چند ثانیه با اطمینان گفت: 4 تا! معلم نگران شده انتظار یک جواب صحیح آسان رو داشت (3).

 او نا امید شده بود. او فکر کرد "شاید بچه خوب گوش نکرده است" تکرار کرد: خوب گوش کن، خیلی ساده است تو می‌تونی جواب صحیح بدهی اگر به دقت گوش کنی. اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟

 پسر که در قیافه معلمش نومیدی می‌دید دوباره شروع کرد به حساب کردن با انگشتانش در حالیکه او دنبال جوابی بود که معلمش رو خوشحال کند تلاش او برای یافتن جواب صحیح نبود تلاشش برای یافتن جوابی بود که معلمش را خوشحال کند. برای همین با تامل پاسخ داد "4"..... نومیدی در صورت معلم باقی ماند.

به یادش اومد که پسر توت فرنگی رو دوست دارد. او فکر کرد شاید پسرک سیب رو دوست ندارد و برای همین نمی‌تونه تمرکز داشته باشه. در این موقع او با هیجان فوق العاده و چشم‌های برق‌زده پرسید: اگر من به تو یک توت فرنگی و یکی دیگه و یکی بیشتر توت فرنگی بدهم تو چند تا توت فرنگی خواهی داشت؟

معلم خوشحال بنظر می‌رسید و پسرک با انگشتانش دوباره حساب کرد. و پسر با تامل جواب داد "3"؟ حالا خانم معلم تبسم پیروزمندانه داشت. برای نزدیک شدن به موفقیتش او خواست به خودش تبریک بگه ولی یه چیزی مونده بود او دوباره از پسر پرسید: اگر من به تو یک سیب و یک سیب دیگه و یکی دیگه بیشتر سیب بدهم تو چند تا سیب خواهی داشت؟ پسرک فوری جواب داد "4"!!!

خانم معلم مبهوت شده بود و با صدای گرفته و خشمگین پرسید چطور ؟ آخه چطور؟ پسرک با صدای پایین و با تامل پاسخ داد "برای اینکه من قبلا یک سیب در کیفم داشتم" نتیجه : اگر کسی جواب غیر قابل انتظاری به سوال ما داد ضرورتا آن اشتباه نیست شاید یه بُعدی از آن را ابدا نفهمیدیم.

لغزش عالم

لغزش عالم

آورده اند: ابوحنيفه از محلي عبور مي كرد كودكي را ديد در گل بمانده به او گفت: گوش دار تا نيفتي!
كودك پاسخ داد افتادن من سهل است اگر بيفتم تنها باشم، اما تو گوش دار كه اگر پاي تو بلغزد همه مسلمانان كه از پس تو آيند بلغزند.

میخ و عصبانیت!

میخ و عصبانیت!
  پدری ، پسر بداخلاقی داشت که زود عصبانی می شد. یک روز پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.

روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد.. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد

بالأخره به اين ترتيب روزي رسيد كه پسرك ديگر عادت عصباني شدن را ترك كرده بود و موضوع را به پدرش يادآوري كرد. پدر به او پيشنهاد كرد كه حالا به ازاء هر روزي كه عصباني نشود، يكي از ميخهايي را كه در طول مدت گذشته به ديوار كوبيده بوده است را از ديوار بيرون بكشد

روزها گذشت تا بالأخره يك روز پسر جوان به پدرش روكرد و گفت همه ميخها را از ديوار درآورده است. پدر، دست پسرش را گرفت و به آن طرف ديواري كه ميخها بر روي آن كوبيده شده و سپس درآورده بود، برد

پدر رو به پسر كرد و گفت: « دستت درد نكند، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود آورده اي نگاه كن !! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود

پسرم وقتي تو در حال عصبانيت چيزي را مي گوئي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي.. تو مي تواني چاقوئي را به شخصي بزني و آن را درآوري، مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه آن كار را كرده ام، زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزیكي به همان بدي يك زخم شفاهي است.»

داستان دو‌ دوست ‌صميمي

دو‌ دوست ‌صميمي احمد و محمود دو دوست صميمي بودند كه در دهكده‌اي دور از شهر زندگي مي‌كردند. اين دو پسربچه همسايه ديوار به ديوارند و خانواده‌شان به كشاورزي مشغول بودند. پدر احمد آرزو داشت كه پسرش دكتر شود تا به مردم ده خدمت كند و مادر محمود دعا مي‌كرد كه پسرش مهندس شود تا خانه‌هاي ده را محكم و قشنگ بسازد.

روز اول مهر بود و قرار شد كه اين دو دوست صميمي به مدرسه بروند خيلي خوشحال شدند. هر دو كتاب‌هايشان را جلد كردند و قلم و دفترچه فراهم كردند تا درس معلم را خوب ياد بگيرند و قبول شوند و اتفاقا هر سال جزو شاگردان اول و نمونه بودند. احمد كه پدرش از بيماري مرموزي رنج مي‌برد دلش مي‌خواست زودتر بزرگ شود و به آرزوي پدرش جامه عمل بپوشاند و به مردم ده خدمت كند زيرا دهي كه احمد و محمود در آنجا زندگي مي‌كردند، دكتر نداشت و آنها اگر كوچك‌ترين ناراحتي پيدا مي‌كردند بايد يك فاصله طولاني تا ده ديگر را كه دكتر داشت طي كنند.

هنوز چند ماهي از رفتن احمد و محمود به مدرسه نگذشته بود كه بيماري پدر احمد بدتر شد و متاسفانه يك روز صبح كه احمد آماده رفتن به مدرسه شده بود متوجه شد كه پدرش مرده است.

احمد پس از مرگ پدرش بسيار گريه كرد از طرفي او ديگر نمي‌توانست اين روزها به مدرسه برود و درس بخواند چون با همان سن كم بايد در كشاورزي به مادرش كمك مي‌كرد تا بتواند زندگي خواهر و مادر خود را تامين نمايد.

محمود كه دوست خوبي براي احمد بود وقتي متوجه جريان شد با معلم او صحبت كرد و معلم هم ماجرا را براي مدير مدرسه تعريف كرد و قرار شد كه معلم مهربان شب‌ها به احمد درس بدهد تا او بتواند هم كار كند و هم درس بخواند.

احمد روزها كار مي‌كرد و شب‌ها درس مي‌خواند و هرسال هم قبول مي‌شد و در اين راه محمود به احمد كمك مي‌كرد و هر چه ياد گرفته بود به او مي‌آموخت.

خلاصه ماجراي احمد و محمود به اينجا ختم مي‌شود كه پس از طي ساليان دراز احمد بر اثر تلاش و كوشش دكتر شد و به خدمت مردم ده پرداخت و محمود هم همان طور كه آرزو مي‌كرد مهندس شد و به آباد كردن ده كوچكشان پرداخت.

ادامه نوشته

آيا شما هم از اين بعضيها هستيد؟

آيا شما هم از اين بعضيها هستيد؟

بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،

بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي،

بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند....
ادامه نوشته

روغن ماهی واقعا اکسیر زندگی است

روغن ماهی واقعا اکسیر زندگی است

تحقیقات جدید نشان می‌دهد روغن ماهی به دلیل اثرات بیولوژیکی که روی روند پیر شدن دارد واقعا می‌تواند به عنوان اکسیر زندگی نام گذاری شود.

تحقیقات جدید نشان می‌دهد روغن ماهی به دلیل اثرات بیولوژیکی که روی روند پیر شدن دارد واقعا می‌تواند به عنوان اکسیر زندگی نام گذاری شود.

اسید‌های چربی که در ماهی‌هایی مانند قزل آلا و ساردین یافت می‌شود می‌تواند از بروز بیماری‌های قلبی پیشگیری کند.به دلیل همین خواص عالی پزشکان توصیه می‌کنند حداقل دو بار در هفته روغن ماهی مصرف شود ، اما بسیاری از مردم به این نکته توجه نمی‌کنند.

اما اکنون دانشمندان به دلیل آن‌که چرا روغن ماهی تا این اندازه برای سلامتی ما مفید است پی بردند.این کشف که با مطالعه روی تعدادی از بیماران قلبی به دست آمده است می‌تواند دلیل مفید بودن اسیدهای چرب موسوم به امگا 3 را توضیح بدهد.

پزشکان متوجه شدند این اسید‌ها خاصیت محافظتی در سلول‌های بدن دارند و هم‌چنین می‌توانند شانس نجات یافتن از حملات قلبی را کاهش داده و میزان ضایعات ذهنی را که همراه با پیر شدن در انسان‌ها رخ می‌دهد کاهش دهند.

این اسیدها می‌توانند از تغییرات خاصی که در ناحیه چشم صورت گرفته و منجر به پیری می‌شوند پیشگیری می‌کنند.

آزمایشات روی موشها نشان می‌دهد ، در صورت مصرف امگا 3 عمر آن‌ها تا یک سوم افزایش پیدا می‌کند.

دکتر رامین فرزانه فر از دانشگاه کالیفرنیا در این باره گفت: این یافته‌ها نشان می‌دهد اسیدهای چرب امگا ث می‌توانند از پیر شدن سلول‌ها در بیماران قلبی و عروقی جلوگیری کنند.

پیر شدن سلول‌ها می‌تواند خطر ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی را افزایش دهد.البته دانشمندان هنوز هم در مورد پیشگیری این اسیدهای چرب در جلوگیری از پیر شدن فیزیکی و ظاهری مانند جلوگیری از چین و چروک‌های صورت به شواهد کافی دست پیدا نکرده اند.

مطالعه روی 608 بیمار قلبی نشان داد بیمارانی که مقادیر زیادی از امگا 3 در رژیم غذایی خود مصرف می‌کنند بهتر می‌توانند از سلول‌های بدن خود محافظت کرده و خطر حملات قلبی را نیز تا حد زیادی کاهش دهند.

ادامه نوشته

محبت از نوع خرسی! (عکس)

خرس های قطبی دوقلوی یک ساله در باغ وحشی در ژاپ

عشق خرسی

ادامه نوشته

ماجرای زندگی یک ایرانی عجیب الخلقه + عکس

ماجرای زندگی یک ایرانی عجیب الخلقه + عکس

پارسینه: آقاى سیاه خان که گاه سیاه خان بوشهرى نامیده مى شود، از انسان هاى عجیب در دنیا است که تا به حال در جهان همانند و مشابهى با شرایط جسمى او پیدا نشده است.

۵۰ کیلومترى جنوب شیراز به نام زرقان در روستایى به نام لپوئى خانواده اى کشاورز زندگى مى کرد.

فرزند سوم آنها ۱۲۹۱ شمسى (۱۹۱۲ میلادى) با زایمان طبیعى به دنیا آمد. دو فرزند قبلى خانواده مشکلى نداشتند و رشد طفل سوم نیز تا ۶ سالگى به نظر خانواده طبیعى بود. اما این بچه از ۶ سالگى به بعد به طور ناگهانى و سریع دچار رشد بدنى شد به طورى که در ۹ سالگى ۲۰ ساله به نظر مى رسید.

در این زمان خانواده کودک عجیب به دلیل فقر شدید خانوادگى و غیر عادى بودن وضع طفل و مشکل بودن نگهدارى و تغذیه او به ناچار از روستاى لپوئى به شیراز تغییر مکان دادند. آنها در شیراز چند سال در محلى در نزدیکى دروازه اصفهان به طرف فلکه ولیعصر کنونى در محله اى به نام درشکه خانه که روزها و شبها محل توقف درشکه ها بود، زندگى مى کردند.

روزها در کنار خیابان و پیاده رو، کنار جوى آب و زیر سایه درختان و ساختمان ها او را روى تکه پارچه اى مى نشاندند و مردم و رهگذران به صورت سیرک یا نمایش به دیدن هیکل و قیافه وحشتناک او مى آمدند و گاه بعضى تماشاچیان به او کمک هاى مادى مختصرى....
ادامه نوشته

موش آهو (عکس)



   موش آهو

ماهیهایی که پرواز می کنند و راه می روند! + عکس

ماهیهایی که پرواز می کنند و راه می روند! + عکس

دیوید آتنبرو مستندساز مشهور انگلیسی در مجموعه حیات خود نمونه هایی از عجیبترین گونه های جانداران در جهان را به همراه محل زندگی آنها معرفی کرده که پرنده ماهی از جمله این گونه ها به شمار می رود.

یکی از رویایی ترین این جانداران پرنده ماهی ها هستند که قادرند مسافتی برابر 50 متر را بر فراز آب دریا پرواز کنند، این ویژگی منحصر به فرد که هیچ ارتباطی با گونه آبزیان ندارد به این ماهی های کوچک کمک می کند به راحتی از تهدید شکارچیان خود بگریزند.

این جانداران در مناطق گرمسیری زندگی می کنند و آخرین رکوردی که از مدت پرواز این ماهی های زیبا به ثبت رسیده 45 ثانیه پرواز در خارج از سطح آب بوده است.

ادامه نوشته

قاتل شور!

قاتل شور!
این پژوهشگران اعلام کردند، در صورتی که آمریکایی ها میزان نمک غذای خود را کاهش دهند، هزینه های بخش درمانی امریکا بین ده تا بیست و چهار میلیارد دلار در سال کاهش خواهد یافت.

کاستن از نمک غذا می تواند هر سال جان هزاران نفر را نجات دهد.

گروهی از پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در شهر سانفرانسیسکو به ریاست کرستن ببنس دومینگو اعلام کردند در صورتی که امریکایی ها نمک غذای خود را سه گرم در روز کاهش دهند، می توان از مرگ چهل و چهار هزار تا نود و دو هزار نفر در سال در آمریکا پیشگیری کرد.

این پژوهشگران نتایج بررسی های خود را امروز پنج شنبه در پایگاه اینترنتی مجله تخصصی "نیو انگلند ژورنال آو مدیسین" منتشر کردند...
ادامه نوشته

مبل و صندلی های غیر معمول (تصویری)

مبل و صندلی های غیر معمول (تصویری)

ادامه نوشته

تصاویری از لنزهای ترسناک!

تصاویری از لنزهای ترسناک!

ادامه نوشته

عاقبت درس خواندن یک گربه! (عکس)

عاقبت درس خواندن یک گربه! (عکس)

ادامه نوشته

جشنواره زیباترین خروسهای جهان (تصویری)

جشنواره زیباترین خروسهای جهان (تصویری)

ادامه نوشته