+ نوشته شده در
89/05/23ساعت 9:54 بعد از ظهر  توسط Admin
|
+ نوشته شده در
89/05/20ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط Admin
|

اريك موريس
مترجم: محسن رنجبر
در
ذهن ما اين طور جاافتاده است كه هرگاه زوجي به مسافرت ميروند، احتمال
آنکه مرد رانندگی کند بيشتر است، اما آيا نیاز است به این مساله توجهی
ویژه مبذول داریم؟ به باور من بله، بايد به آن توجه كنيم.
اختلاف
جنسيتي در رانندگي، فارغ از دلالتهاي فرهنگي، جامعهشناختي و روانشناختي
كه به همراه دارد، ميتواند به قيمت زندگي و ثروت ما تمام شود. اگر زنها
رانندگاني ماهرتر از مردها هستند، شايد برای همه ما بهتر این بود كه آنها
پشت فرمان مینشستند و مردها در صندلي کناریشان مشغول بافتن میشدند.
دادهها در این باره چه ميگويند؟
با وجود آنکه نیمی از رانندگان را
زنان تشكيل ميدهند، اما آنها بيترديد بسيار كمتر از مردها تصادف
ميكنند. در واقع فاصله آنها از این نظر حتي كم هم نيست. شركتهاي بيمه به
خوبي از اين نكته آگاهند و از اين رو غالبا حق بيمه كمتري را از زنان
ميگيرند. پس ماجرا از این قرار است که زنها كمتر از مردها تصادف
ميكنند. آيا وقت آن است كه صندلي راننده را بالاتر بياوريم؟
نه كاملا-
هنوز تمام ماجرا را نشنيدهايم (و همه ميدانيم که صندلي راننده به محض
آنکه جا به جا شود، ديگر هيچ وقت راحتی قبل را نخواهد داشت). مشكل اين است
كه وقتی ميخواهيم مشخص کنیم که در زمان حضور هر دوی آنها در ماشین بهتر
است كدام يك پشت فرمان بنشينند، دادههاي كلي مربوط به تصادفها کمک
چندانی به تصمیمگیری ما نخواهند کرد.
چرا؟ چون مردها بسيار بيشتر
از زنها رانندگي ميكنند. پیمایش انجام شده در رابطه با چگونگی استفاده
آمریکاییها از وقت خود نشان ميدهد كه مردان بالغ به طور متوسط 60 دقيقه
در روز پشت فرمان مينشينند، در حالي كه اين زمان براي زنها تقريبا 40
دقيقه در روز است. در گزارش پیمایش ملي حملونقل خانوادگي آمده است كه در
سال 2001، به طور متوسط، مردها 16749 مايل و زنها 10174 مايل رانندگي
كردهاند. با نظر به اينكه زنان اين قدر كمتر پشت فرمان مينشينند، چندان
تعجبآور نيست كه كمتر تصادف كنند و حق بيمه كمتري بپردازند. براي آنكه
واقعا به این سوال پاسخ دهيم، باید دادههايي را مد نظر قرار دهیم كه اثر
مدت زمان رانندگي افراد از آنها حذف شده باشد. آنچه در اين مورد خاص به
دنبال آنیم، تعداد تصادفها به ازاي هر مايل رانندگي است. تحقيقات انجام
گرفته توسط گوهوالي، سوزان بيكر، ژان لانگوا و گابوركلن نشان داده است كه
تا ميانه دهه 1990 رانندگان زن به ازاي هر يكميليون مايل رانندگي، در
نزدیک به 7/5 فقره تصادف دخالت داشتهاند. از سوي ديگر اين تعداد براي
مردها نزديك به 1/5 است. لذا احتمال تصادف زنها به ازاي هر مايل رانندگي
12درصد بيشتر از مردها بوده است. اين نكته در مقاله ديگري كه توسط داون
ماسي، كنت كمپبل و آلن ويليامز نوشته شده نيز مورد تاييد قرار گرفته است.
آنها به این نتیجه رسیدند كه زنان به ازاي هر مايل رانندگي 16درصد بيشتر
از مردان تصادف ميكنند. شايد بخواهيم نه تنها تعداد تصادفات را بررسی
کنیم، بلكه شدت آنها را نیز مورد مداقه قرار دهيم. عملکرد خانمها در
اينباره نيز چندان خوب به نظر نميرسد. ماسي و ديگران به اين نتيجه
رسيدند كه زنها در هر مايل رانندگي با احتمالي 26درصد بيشتر از مردها در
تصادفهايي كه با جراحت همراهند، نقش خواهند داشت. پس حالا كه تعداد و شدت
تصادف مردها در هر مايل رانندگي نسبت به زنها كمتر است، ميتوان همه
جوكهاي نسل پدربزرگ و مادربزرگ من درباره رانندگی زنها را گردگيري كرد و
دوباره به خوبي به کار گرفت.
آیا واقعا اين گونه است؟
اگر به سطح
بعدي شدت تصادفها يعني به سوانح مرگبار رجوع كنيم، با تصويري كاملا
متفاوت روبهرو خواهیم شد. لي و ديگران به اين نتيجه رسيدهاند كه
رانندگان مرد در هر مايل رانندگي خود با احتمالي 80درصد بيشتر از زنان در
تصادفي مرگبار نقش خواهند داشت. ماسي و ديگران اين نكته را تاييد كردند و
دريافتند كه مردها با احتمال 55درصد بيشتر از زنها تصادفهاي مهلك و
كشنده خواهند داشت. دادههاي جديدتري كه توسط موسسه بيمه ايمني
بزرگراهها جمعآوري شدهاست، تصويري تقريبا مشابه را به نمايش ميگذارد.
بنابراين
احتمال آنكه زنان تصادف كنند بيشتر است، اما مردها به احتمال خیلی بيشتر
تصادفهایي بسيار شديد خواهند داشت. بر پايه گزارش AAMI (شركت بيمه
استراليا):
احتمال دخالت داشتن مردان در تصادفهاي خطرناك بيشتر از
زنان است، به بیان دقیقتر رانندگان مرد بيشتر از زنان، برخوردهاي شاخ به
شاخ، چپ شدگی، تصادفها و برخوردهايي كه در آنها راننده كنترل خودرو را از
دست داده و با عابران پياده، موتورسوارها يا حيوانات برخورد ميكند را
تجربه ميكنند، در حالي كه زنها با احتمالي بيشتر از مردها با اشياي ثابت
برخورد مینمایند يا حتي در حرکت با دنده عقب با خودروهای ديگر تصادف
ميکنند.
بنابراين اگر هدف ما نجات جان افراد است، شايد وقت آن رسيده
باشد كه زنان پشت فرمان بنشينند، و بودجههاي محرك حملونقل را به تيمي
از هنرپيشههاي كمدي اختصاص دهيم تا ماهرانه مجموعهاي كاملا جديد از
جوكهاي مربوط به راننده مرد را براي استفاده نسلهاي آتي بسازند.
شايد
اين طور باشد. حتي با توجه به اين دادهها ممكن است چند عامل باعث ابهام
در اين تصوير شوند. يكی آنکه من دادهاي درباره اينكه چه كسي در تصادفها
مقصر بوده است، ندارم (در يك تحقيق دادههايي در اين باره ارائه شده بود
که البته به ازاي هر مايل رانندگي تفكيك نشده بودند). شاید در يكي از دو
جنس مذكر یا مونث گرایش بيشتري به اين سو وجود داشته باشد كه قرباني
بیتقصیر تصادف باشند، اما اين امر به نظرم نامحتمل ميآيد. يك عامل
بغرنجكننده ديگر ميتواند محيط رانندگي باشد. مثلا جف وايز مطلبي را در
همین ستون درباره امنیت بسیار بیشتر آزادراهها در مقایسه با جادههاي
عادي نگاشته است. چنانچه مردها بخش بزرگتري از رانندگي خود را در
بزرگراهها انجام دهند (كه بهزعم من بنا بر الگوهاي مختلف رفت و آمد همين
گونه است)، رانندگاني كمخطرتر از آنچه واقعا هستند به نظر خواهند آمد. از
آنجا كه مردان بيشتر رانندگيهاي زوجها را انجام ميدهند، رانندگي در شب
كه با ديد كمتري همراه است، به احتمال زیادتر توسط آنها انجام خواهد گرفت.
به همين ترتيب يك احتمال ديگر آن است كه سنت رانندگي مردها مانع از آن
شود که رانندگان واقعا افتضاح زن پشت فرمان بنشينند، و به همین خاطر شاهد
تورش انتخابی در جامعه رانندگان زن باشیم. در اين صورت دادن سوئيچ ماشين
به زناني كه در حال حاضر رانندگي نميكنند، ميتواند اثري دقيقا مخالف
آنچه در ذهن داریم را به بار بیاورد. به هر حال براي درك درست اين مساله
باید نگاهمان را اندكي عميقتر كنيم تا نه تنها رقمها را بيابيم، بلكه
دليل آنچه رخ میدهد را نيز درک کنیم.
دنیای اقتصاد
+ نوشته شده در
89/02/30ساعت 0:45 قبل از ظهر  توسط Admin
|

این حیوان ممکن است تنها موجودی باشد که عمر جاودان دارد. از آن جایی که
این عروس دریایی قادر است پس از آخرین مرحله ی بزرگسالی، دوباره تغییر شکل
داده و به نخستین مرحله ی زندگی خود بازگردد، ممکن است هیچ پایان طبیعی
برای طول عمر این حیوان وجود نداشته باشد. دانشمندان می گویند hydrozoan
jellyfish تنها حیوانی است که می تواند بارها و بارها در زمان به عقب
برگردد و دوباره حالت بواسیر لحمی خود را (مرحله اول از زندگی) پیدا کند.
آن ها می خواهند بفهمند چه طور این حیوان می تواند جریان سالخوردگی خود را
به حالت معکوس درآورد. از آنجایی که این حیوان هیچ وقت نمی میرد، تعداد آن
ها در اقیانوس ها روز به روز در حال افزایش است
+ نوشته شده در
89/02/21ساعت 12:8 بعد از ظهر  توسط Admin
|
بر همگان واضح و روشن است که استعداد ایرانیان زبانزد جهانیان
است و اندیشمندان ایرانی در زمینه های مطرح و مهارت های شاخص، هر زمانی که اراده
کنند می توانند به راحتی در صحنه های جهانی پیشتاز باشند و با شهامتی هر چه تمامتر
بر قله های افتخار بایستند. در این رابطه ما نخبگان و بزرگان لایقی در عرصه های
مختلف علمی، پژوهشی، اقتصادی، ########## با تخصص های متعددی در رده های بالای
سازمانها و کمپانی های کشورهای پیشرفته جهان داریم. نخبگانی که هر کدام به نوعی در
شیوه زندگی اهالی سیاره زمین تاثیر داشته و دارند و هر کدام باعث ایجاد تغییراتی در
زندگی مردم جهان شده اند. ولی متاسفانه از آنجا که فعالیت این اشخاص کمتر در جوامع
داخل ایران مطرح شده، حتی ممکن است نام آنها را هم ندانیم، چه برسد به اطلاعات و
تحولاتی که این عزیزان در عرصه ی علم و تکنولوژی و ... ایجاد کرده اند. در این
ایمیل با هم مروری هر چند مختصر به نام برخی از این بزرگان می کنیم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
89/02/19ساعت 3:2 قبل از ظهر  توسط Admin
|
واقعيتهاي عجيب و غريب در دنيا کم نيستند. برخي از آنها باورپذيرند و برخي ديگر آنقدر عجيب به نظر ميرسند که باورشان سخت است. اين هفته با هم نگاهي مياندازيم به 8 واقعيت جهاني که شايد خيلي از شما از آن بيخبر باشيد...
1 در هند گاوها مقدساند

در فرهنگ هنديها، گاو حيوان مقدسي است. وقتي يک گاو تصميم ميگيرد دقيقا وسط يک جاده استراحت کند، هيچکس او را از سر جايش بلند نميکند؛ بلکه رانندگان مسير خودشان را عوض ميکنند. هندوها ميگويند انسان حق استثمار گاو را ندارد و مصرف گوشت، شير، چرم يا حتي کار کشيدن از گاو ممنوع است. حتي زماني که گاو پير ميشود، باز هم آنها بايد به او غذا بدهند و احترام َگذارند و او را آزاد کنند تا در دشت و دمن بچرخد.
2 چينيها سگ ميخورند
شايد شما هم شنيده باشيد که ميگويند چينيها علاقه شديدي به گوشت سگ دارند. اين موضوع براي مردم بسياري از کشورها به ويژه آنهايي که سگ را بهترين دوست انسان ميدانند، غيرقابل باور است و معتقدند اين حرفها دروغ يا خرافه است اما باور بايد کرد که چينيها گوشت سگ ميخورند. با آنکه مقامات پکن در آخرين دوره از بازيهاي المپيک سرو گوشت سگ را در رستورانها ممنوع اعلام کردند باز هم اين غذاي محبوب از منوي غذاها محو نشد. نزديک به 7 هزار سال است که چينيها سگ شکار کرده و گوشت آن را ميخورند. البته در حال حاضر نسبت به چند هزار سال گذشته به نظر ميرسد چينيها مهربانتر شده و به دوستي با اين حيوان علاقه پيدا کردهاند.
3 مردان مکزيکي استراحت را به هر چيزي ترجيح ميدهند
ميگويند مردهاي مکزيکي عاشق لم
دادن در سايه و استراحتهاي طولانيمدت هستند و چندان به دنبال کار و
تامين معاش نميروند. اين حرف تا حدي صحيح است. البته
22 ميليون جمعيت مکزيک هم مانند مردم تمام کشورها به دنبال کار ميروند و
داستان به جايي برميگردد که مردم مکزيک را با همسايه قدرتمند شمالي يعني
آمريکا مقايسه ميکنند.
4 بسياري از کاناداييها در زمستان به زيرزمين کوچ ميکنند
ميگويند زمستان که فرا ميرسد، کاناداييها به شهرهاي زيرزمين نقلمکان ميکنند. تعجب نکنيد. اين موضوع حقيقت دارد. در مونترال دماي هوا در زمستان گاهي به 30 درجه
زيرصفر ميرسد. در کانادا تونل زيرزميني 32 کيلومتري وجود دارد که به
مراکز تجاري، مترو، سينما، برخي مغازهها، موزه و... متصل است و به ساکنان
اجازه ميدهد با وجود برف و سرماي شديد به زندگي روزانه خود ادامه دهند.
5 مردم اسکانديناوي عاشق سونا هستند
اين يک افسانه نيست. در فنلاند براي 5 ميليون سکنه حدود دو ميليون سونا وجود دارد و تقريبا همه از آن استفاده ميکنند.
اسکانديناوي
در منطقهاي سردسير بين اروپا و روسيه قرار دارد و نزديک به 2 هزار سال
است که سونا در آن از جمله مهمترين مکانهاي اجتماعي بوده است. حتي برخي
مشاورهها و سخنرانيهاي سياسي و اقتصادي در آن انجام ميگيرد.
6 انگليسيها اصلا خوشخوراک نيستند
ميگويند انگليسيها آشپزهاي خوبي ندارند و نميتوانند غذاهاي خوشمزه تهيه کنند. به همين دليل از آشپزهاي فرانسوي کمک ميگيرند. درواقع بايد گفت انگليسيها علاقه زيادي به خوردن غذاهاي ساده و متنوع دارند و برخلاف مردم بسياري از کشورها که با ترکيب موادغذايي مانند گوشت و سيبزميني و غلات کنار هم غذاهاي خوشمزه تهيه ميکنند، آنها هر يک را جداگانه ميخورند.
7 ايتالياييها در قهوه درست کردن، نظير ندارند
در واقع بايد گفت دليل خوشمزه بودن قهوه ايتاليا نوع متفاوت تهيه آن است. ايتالياييها
قهوه را غليظ درست ميکنند و قهوهخورهاي حرفهاي گمان ميکنند اين قهوه
خوشمزهترين قهوه در دنياست، در صورتي که براي قهوهخورهاي تازهکار اين
موضوع صحت ندارد. تصور اشتباه دوم که رايج شده اين است که ميگويند
ايتالياييها قهوهخورترين مردم دنيا هستند، در حالي که ايتاليا در
جايگاهي پس از سوئد، نروژ و لهستان قرار دارد.
8 سوييسيها تميزترين مردم دنيا هستند
وقتي وارد سوييس ميشويد، در هر گوشه ميتوانيد يک سطل آشغال ببينيد، حتي يک تکه کاغذ هم روي زمين ديده نميشود. همه ساختمانها برق ميزند. باور نميکنيد، حق داريد. در واقع سوييسيها به زندگي تميز و مرتب اهميت ميدهند و به دليل قوانيني که در کشور وضع شده و اکثر ساکنان به آن احترام ميگذارند، کشور آنها بسيار تميز است و مردم براي حفاظت از محيط ارزش زيادي قايلاند. کافي است يک تکه کاغذ تصادفي از دستتان روي زمين بيفتد، آن وقت کسي هست که دوستانه به شما تذکر دهد.
منبعLinernaute:
+ نوشته شده در
89/02/14ساعت 11:12 بعد از ظهر  توسط Admin
|
بسیاری از افرادی که تجربه قبل از مرگ داشته و نجات پیدا کردند معتقدند
احساس آرامش بسیار زیادی داشته اند.اکنون دانشمندان راز این تجربه قبل از
مرگ را کشف کرده اند.
محققان معتقدند این موضوع می تواند به دلیل یک واکنش شیمیایی در بدن باشد
که باعث ایجاد این حالت در مغز می شود.آن ها متوجه شدند افرادی که دارای
مقادیر بالای دی اکسید کربن در جریان خونشان هستند نیز همین تجربه را
داشته اند.
تحقیقات قبلی نیز نشان داده بود مقادیر بالای زیاد گاز دی اکسید کربن می
تواند باعث بروز حس توهم در انسان ها شود.بسیاری از افرادی که حالات نزدیک
به مرگ را تجربه کردند معتقدند آن ها یک نور روشن ، یک تونل و حتی یکی از
نزدیکانشان را که به آن ها اشاره می کند دیده اند.
دکتر زاکیلا کلمنک کتیس از دانشگاه ماریبور در اسلوونی که این تحقیقات را
انجام داده است گفت:چندین تئوری وجود دارد که مکانیسم های نزدیک به مرگ را
شرح می دهد.ما متوجه شدیم در بسیاری از بیماران که این رویداد را تجربه
کرده اند ، مقادیر دی اکسید کربن به حد بسیار بالایی می رسد.تحقیقات قبلی
ما هم نشان داده است وارد شدن مقادیر بالای دی اکسید کربن به بدن از
بیماران می تواند همین حس را در آن ها به وجود بیاورد.
این تحقیقات که در نشریه Critical Care به چاپ رسیده است نشان می دهد
مقادیر بالای دی اکسید کربن در خون می تواند باعث بروز تجربیاتی مانند
دیدن نور روشن ، وهم و خیال و تجربیات مرموز و عجیب شود.
این تحقیقات روی 52 بیمار انجام شده است که دچار ایست قلبی شده بودند و تجربه نزدیک به مرگ داشته اند.
دی اکسید کربن به طور طبیعی در جریان خون وجود دارد و توسط سلول های قرمز
حمل می شوند و برای تنظیم خون استفاده می شود.درحین ایست قلبی میزان دی
اکسید کربن معمولا کاهش پیدا می کند ، اما در تعداد کمی از بیماران مقدار
این گار در جریان خون افزایش می یابد.
دکتر کلمنس کتیس در این باره گفت : تجربه نزدیک به مرگ هنوز هم ناشناخته
است ، اما بسیاری از بیمارانی که ایست قلبی داشته اند این حالت را تجربه
کرده اند.
+ نوشته شده در
89/02/14ساعت 11:6 بعد از ظهر  توسط Admin
|